در واکنش به اعتراضات سراسری سال ۲۰۰۲ در اسپانیا، وقتی کارهای زنانه، خانگی و سایر اشکال کار رایگان و در سایه توسط اتحادیه ها و نمایندگان کارگری بازتاب نمی یافت، گروهی از زنان تصمیم گرفتند روز اعتراض را به پرسه‌زنی در شهر بگذرانند و شیوه‌ی سنتی اعتصاب را به اعتصاب پیمایشی بدل کنند و با زنان راجع به کارشان و وضعیت زندگی روزمرّه‌شان گفت‌وگوکنند: آیا اعتصاب کرده‌اید؟ چرا؟ تحت چه شرایطی دوباره کار می‌کنید؟ برای مقابله با شرایطی که آن را ناعادلانه می‌دانید چه ابزار‌هایی دارید؟ این حرکت محتوای اصلی فیلم جستاری است که این هفته خواهیم دید.

از یک سو، وضعیت شغلی زنان ارتباط مستقیمی با جایگاه اجتماعی و تبعیض های سیستماتیکی دارد که پیوسته علیه نیمی از اعضای جامعه اعمال می گردد. و از سوی دیگر، الگوهای کاری که در قرن بیستم صرفا به کار زنان نسبت داده می شد (کار عاطفی، کار انعطاف پذیر، کار رایگان، و …) امروز برای بخش های اجتماعی گسترده تری اتفاق افتاده است. در واقع نه تنها ارزش ربوده ی شده ی کار زنانه به آنها بازگردانده نشده، بلکه با الگوهای فراگیر زنانه سازی کار در تمام بخش های جامعه مواجهیم.

گره گاه این دو موضوع، محور اصلی اکران ۶۱ را تشکیل خواهند داد. می خواهیم همزمان کار زنانه و زنانه سازی کار را مورد بازاندیشی قرار دهیم، و با به اشتراک گذاشتن تجربه هایمان راجع به راه های برون رفت از این وضعیت همفکری کنیم.

  • بازتولید اجتماعی چیست و چرا باید آن را در مرکز هر مبارزه ی ضدسرمایه داری قرار داد؟

    بین شستن ظرف‌ها، داشتن رابطه‌ی جنسی و خواندن قصه شب برای کودک خردسال چه چیزی مشترک است؟

     

    کار بازتولیدی شامل همه آن کارهای ما است که هم به طور روزمره و هم در فاصله های بین نسلی، آدم ها را تولید و بازتولید می‌کند و مثل هر کار دیگرِ تحت سلطه سرمایه داری، کاری است که با تعارض، خشونت و بهره کشی گره خورده‌است. یکی از دلایل اصلی این همه تعارض، این است که ما آدمها را به طریقی خنثی یا انتزاعی تولید و بازتولید نمی‌کنیم؛ در سرمایه‌داری نوع بشر را به عنوان نیروی کار یا نیروی کار بالقوه بازتولید می‌کنیم؛ ما آد‌م‌ها را به عنوان کارگر بازتولید می کنیم.

    کار بازتولیدی بی‌ارزش، نامرئی و زنانه شده‌است در تاریخ بازتولید ما این زنان‌اند که کاگرانِ بازتولیدیِ سرمایه‌داری بوده و هستند.

    بازتولید تاریخی طولانی دارد. تاریخی که برای سرمایه‌داری به اندازه توسعه نظام کارخانه و تولید کالا با اهمیت و سودآور است. البته بازتولید خصلت دوگانه‌ای دارد به این معنی که کار بازتولیدی همزمان با، بازتولید نظام سرمایه داری زندگی و سوژه های انسانی خودمختار هم بازتولید می کند سوژه هایی که قابلیت خلق تغییرات رادیکال انقلابی را دارند، ما، شاید کارگر باشیم اما نمی توان ما را به نقش کارگر فرو کاست. ساده بگوییم، بدون کار بازتولیدی سرمایه داری وجود نخواهد داشت و اگر مرادمان خروج از سرمایه داری است (و می خواهیم هر چه سریع‌تر به این هدف برسیم) به استراتژی برون رفتی نیاز داریم که بازتولید را به مرکز صحنه بیاورد.

    مشاهده‌ی صفحه