در شب پرسه می زیم و در آتش بلعیده می شویم | گی دبور | ۱۹۷۸ | ۹۵ دقیقه

IN GIRUM IMUS NOCTE ET CONSUMIMUR IGNI | GUY DEBORD

  • گزارش جلسه اکران

    چهارشنبه به تماشای اتوبیوگرافی گی دوبور نشستیم. پیش تر فیلم جامعه ی نمایش را از او دیده بودم و درباره ی مفهوم جامعه نمایش بحث کرده بودیم. این بار مسیر زندگی گی دوبور در مرز باریک میان هنر و زندگی یا استتیک و سیاست برایمان مساله بود. فیلم با تصویری آینه ای از جایگاه تماشاگر شروع می شود، و به نقد جایگاه منفعل تماشاگرانه می پردازد. در ادامه به تشریح فعالیت های جمعی خود در گروه هایی مانند بین الملل لتریست ها و بین الملل موقعیت سازان می پردازد. نسبت فعالیت هایشان را با فضای شهری، با روانجغرافیای پاریس و با جوانان معترض تدقیق می کند و در نهایت به زمان حال باز می گردد که یک دهه پس از سال ۱۹۶۸ است. در دوران خود حرکت آوانگارد گروه برای باز کردن فضای تخیل به جهانی دیگر ضروری بوده و فانی بودن چنین اندیشه ای ذاتی موقعیت آن است. این اتوبیوگرافی می تواند به ما در آبهای ناشناخته ی اکنون برای مسیریابی کمک کند.

    فیلم به رغم سکوت های طولانی، دیالوگ های پیچیده و سازش ناپذیری مطلق با ملاک های آشنای بصری و استتیک مخاطبان، برای اکثر ما جذاب و مهم بود و ما را به فکر فرو برد. از نسبت دوبور با تصویر صحبت کردیم. از اینکه آیا تصویر به ذات فریبنده است، و در اینصورت چگونه است که دوبور خود به سراغ تصویر در مقام نمایشی ترین رسانه ی جامعه ی فعلی می رود؟ از طرف دیگر تصویر نوعی میانجی اجتماعی به حساب می آید که رابطه ی منفعلانه و مادی میان آدم ها را وساطت می کند و به این اعتبار دوبور موضعی تهاجمی نسبت به تل تصاویر اتخاذ می کند و می خواهد از خلال کسر از دل این تصاویر جایگاه «تصویر داشتن» را به معرض نمایش بگذارد.

    از سوی دیگر مساله ی بدیل برای ما مطرح شد. سازش ناپذیری افراطی کارگردان بدون ارائه ی یک بدیل ایجابی چه معنایی برای ما می تواند داشته باشد؟ آیا باید همسو با خود کارگردان انتظار هیچ معماری نظری از او نداشته باشیم و با توجه به موقعیت خود به خوانشی از آن دست بزنیم؟ یا باید بپذیریم که ارائه ی بدیل می تواند یک مبنای صرفاً سلبی داشته باشد و با ما تعیین چیزهایی که نمی خواهیم می توانیم به سمت جهانی بیرون از این وضعیت حرکت کنیم؟

    اشاره ی دوبور به افراد مشخص مانند ایزیدور ایزو و سایر موقعیت سازان مساله ی دیگری بود که ما را به فکر واداشت که آیا کارگردان مواجهه ای نوستالژیک با گذشته ی خود دارد (به ویژه که ستایش های زیادی از پاریس دو دهه ی قبل در فیلم صورت می گرفت)، و آیا نوستالژی در تناقض با سایر حرف های دوبور قرار نمی گیرد؟ اما اشاره به این دوران و دوستی ها همچنین نمونه های مشابهی در هر کدام از ما دارد، ما نیز دوران های مختلف زندگی مان با پیوندها و دوستی هایی که برقرار کرده ایم باز می شناسیم و به یاد می آوریم.

    همچنین با موضع «بیرون از تمام نقدها»ی فیلم پرداختیم، چیزی که خود کارگردان ادعا می کند و برای ما نیز نسبت به فیلم های دیگری که دیده بودیم کمابیش مشهود بود. بیرون بودن از تمام نقدهای رایج شاید به این سبب باشد که فیلم به جای صرف رمزگشایی از جهان فعلی، همچنین متنی ارائه می دهد که با هیچ کدام از ملاک های موجود قابل رمزگذاری و رام شدن نیستند، شاید به همین خاطر باشد که با گذر زمان، به جای اصلاح نظریه های دوبور، این زمانه است که هر چه بیشتر با آرای او همگرا می شود.

    گامی در نقد جفرافیای شهری | گی دوبور

    تنها سویه‌ي شورمندانه در ماجراهایی که ما، با یا بی علاقه، در آنها مشارکت میکنیم، پژوهش جسته گریخته (fragmentaire ) درباره‌ي یک شیوه‌ي زیست تازه است. پس نیازي به گفتن نیست که بزرگترین کناره‌گیري‌ها[ي ما] نصیب برخی دیسیپلین‌ها، [اعم از] زیباییشناختی و جز آن، می‌شوند که نابسندگیشان از این منظر به آسانی اثباتشدنی است. باید چند زمینهي موقتی براي مشاهده تعریف شود، از جمله مشاهده‌ي برخی فرآیندهاي بخت و امر پیش‌بینی‌پذیر در کوچه و خیابان.

    کلمه‌ي روان‌جغرافیا که یک بیسواد کابیلیایی‌تبار براي توصیف مجموعه پدیدارهایی پیشنهاد کرد که چند نفر از ما حول‌وحوش تابستان ۱۹۵۳ خود را مشغول آن کرده بودیم، چندان هم ناموجه نیست. این اصطلاح از نظرگاه ماتریالیستیِ مشروطسازي زندگی و اندیشه به طبیعت عینی حاصل نمیآید. مثلا، جغرافیا با کنش تعیین‌کننده‌ي نیروهاي طبیعی عام مثل ترکیب‌بندي خاك یا رژیم‌هاي اقلیمی بر شکل‌بندي‌هاي اقتصادي یک جامعه، و نیز، بر فهمی که آن [جامعه] از جهان اختیار می‌کند، سر و کار دارد. روان‌جغرافیا در پی آن است که قوانین دقیق و تاثیرات خاص محیط جغرافیایی بر عواطف و رفتار افراد را مطالعه کند، خواه این قواعد و تاثیرات آگاهانه سازمان یافته باشند یا ناآگاهانه. صفت روان‌جغرافیایی، که حاوي ابهامی بی‌اندازه خوشایند است، می‌تواند در وصف داده‌هاي حاصل از این نوع پژوهش، درباره‌ي پیامدهاي تاثیر آنها بر عواطف انسانی، و به‌طور عام‌تر، درباره‌ي هر موقعیت یا رفتاري که به‌ظاهر پاسخگوي همین روحیه‌ي کشف‌کنندگی است، به کار بسته شود.

    دانلود مقاله

    تفاوت و تکرار: دربارهي فیلمهاي گی دوبور | جورجو آگامبن

    هدف من در اینجا مشخص کردن برخی جنبه‎هاي بوطیقاي گی دوبور، یا به عبارت بهتر تکنیک‌هاي ترکیببندي گی دوبور در حوزه‌ي
    سینما است. من عامدانه از به کار بردن انگاره‌ي اثر سینماتوگرافیک در خصوص دوبور اجتناب می‌کنم، چرا که خود او آن را
    کاربست‌ناپذیر نامید. او می‌نویسد: «با توجه به تاریخچه‌ي زندگیام به روشنی می‌بینیم که من نمی‌توانستم آنچه را یک اثر
    سینماتوگرافیک می‌نامند خلق کنم» (igni consumimur et nocte imus girum In .) در واقع، به نظر من نه تنها مفهوم اثر
    در مورد دوبور بیفایده است، بلکه از آن هم مهمتر از خود می‌پرسم آیا لازم نیست امروزه وقتی کسی در صدد تحلیل چیزي است که
    یک اثر خوانده می‌شود – ادبی، سینماتوگرافیک، یا غیره – خود منزلت آن را به مثابه یک اثر زیر سوال ببرد. فکر می‌کنم به جاي
    تحقیق کردن در اثر به صورت فی‌نفسه، باید در مورد رابطه‌ي میان آنچه میتوانست انجام شود و آنچه عملاً انجام گرفته پرسش کنیم.
    زمانی وسوسه شده بودم (همانطور که هنوز هم می‌شوم) گی دوبور را یک فیلسوف بخوانم، او به من گفت: «من فیلسوف نیستم، یک استراتژی‌ستام». او زمانه‌ي خود را همچون جنگی بیوقفه میدید که کل زندگی‌اش را درگیر یک استراتژي کرده بود. به همین دلیل
    است که من فکر می‌کنم تاآنجاکه به دوبور مربوط است، باید از معنایی که سینما می‌توانست در این استراتژي داشته باشد پرسش کنیم.

    براي مثال چرا سینما و نه شعر، آنطور که در مورد ایزو صادق بود، کسی که براي موقعیت‌گراها بسیار مهم بود، یا نقاشی، آنطور که براي آسگر یورن یکی دیگر از دوستان دوبور؟

    دانلود مقاله

     

  • برای دریافت فیلم «در شب پرسه می‌زنیم و در آتش بلعیده می شویم» و زیرنویس آن از طریق نشانی film.kollective@gmail.com با ما تماس بگیرید.