نمک زمین | هربرت بیبرمن | ۱۹۵۴ | ۱۰۳ دقیقه

SALT OF THE EARTH | HERBERT J.BIBERMAN

در اکران قبلی مستندی با موضوع مبارزات کارگران معدن در آمریکا را دیدیم. این هفته به دیدن فیلمی در مورد نخستین مبارزات معدنچیان در دهه ۵۰ می نشینیم. این بار با روایت اول شخص داستان رو به رو هستیم که خود همسر یک معدن چی است و برای نخستین بار به عنوان مبارز در صف اول اعتصاب کنندگان حضور پیدا می کند.

فیلم اعتصاب کارگران علیه کمپانی زینک در نیومکزیکو را روایت می کند و به برخوردها و تنش های درونی میان کارگران و خانواده هایشان می پردازد. در این فیلم از خود خانواده های معدنچیان به عنوان بازیگر فیلم استفاده شده است. در نمک زمین، زمانی که ساختاردهی به حداکثر خود می‌رسد، فیلم اندکی با بازآفرینی یک رویداد سیاسی تفاوت پیدا می‌کند.

نمک زمین به طور ضمنی بر اصول واقع‌گرایانه و آشنای فیلم‌های هالیوودی تکیه دارد، در عین حال به واسطۀ همان اصول نشانه‌ها را از نو ترتیب می‌بخشد.

در نمک زمین، مدیران در حالات خصمانه و منحوسی همچون «آدم بد‌ها»  در وسترن‌ها و فیلم‌های گنگستری نمایش داده می‌شوند، در حالی که جمع معدن‌کاران آمریکایی مکزیکی به صورت «آدم خوب‌ها» بازنمایی شده است.

معدن‌کاران قهرمانان نمک زمین هستند و از نقطه‌نظر خودشان دیده می‌شوند. در این فیلم ما شاهد زنان قوی و شجاعی هستیم که هرگز از میزان فداکاری‌شان کاسته نمی‌شود، ضمن اینکه درد و رنج‌شان این سؤال را درذهنمان ایجاد می‌کند که این‌ها چطور ادامه خواهند داد. علاوه بر الهام کاپل از فیلم نمک زمین، نکته مشابه هر دو فیلم این است که پس از اعمال حکم علیه کارگران، زنان تصمیم می‌گیرند که در صف اول مبارزه بایستند.

  • بخشی از مقاله‌ی باز پس گرفتن شهر برای مبارزه | دیوید هاروی

    «فیلمی عالی هست که نویسندگان و کارگردانان آن در فهرست سیاه هالیوود در دوران مک کارتی قرار داشتند. «نمک زمین» در سال ۱۹۵۴ و بر مبنای واقعیات ۱۹۵۱ ساخته شده، و مبارزه کارگران به شدت استثمارشده ی مکزیکی-آمریکایی و خانواده هایشان را در یک معدن روی در نیومکزیکو تصویر می کند. کارگران مکزیکی خواستار برابری با کارگران سفید، و شرایط امن ترِ کار هستند، و می خواهند با احترام با آنها رفتار و (موضوعی که در مبارزات ضد سرمایه داری به کرات به چشم می خورد). زن ها از کوتاهی مکرر اتحادیه ی مردسالار در پافشاری بر مسائلی مانند بهداشت و آب لوله کشی در منازل سازمانی که در آن زندگی می کردند نگران هستند. زمانی که کارگران برای خواسته هایشان اعتصاب می کنند و تحت فانون تفت-هارتلی از تشکیل صف اعتصاب منع می وند، زنان صف اعتصاب را در دست می گیرند (و در ضمن، در مخالفت زیادی از جانب مردان غلبه می کنند). مردان باید از بچه ها نگهداری کنند و تنها از راهی دشوار به اهمیت آب جاری و بهداشت برای یک زندگی روزانه ی مناسب پی می برند. برابری جنسیتی و آگاهی فمنیستی به عنوان سلاح مهمی در مبارزه ی طبقاتی پدیدار می شود. وقتی پلیس برای تخلیه ی خانواده ها می آید، پشتیبانی مردمی از سوی دیگر خانواده ها (که به وضوح در همبستگی فرهنگی پایه دارد) نه تنها خانواده های اعتصابی را از طریق رساندن آذوقه حفظ می کند، بلکه همچنین آنان را به منازل اجاره ایشان بازمی گرداند. آخر سر شرکت مجبور است کوتاه بیاید. ایجاد نیروی عظیم اتحاد بین جنسیت، قومیت، کار کردن و زندگی کردن آسان نیست. و تنش در فیلم بین زنان و مردان، کارگران آنلگوساسکسون و مکزیکی، و بین دورنمای مبنی بر کار و مبنی بر زندگی روزانه، همانقدر اهمیت دارد که بین کار و سرمایه. فیلم می گوید، تنها زمانی که اتحاد و برابری بین تمام نیروهای کار برقرار شود، می توانید پیروز شوید. میزان خطر این پیام برای سرمایه را از آنجا می توان دریافت که این تنها فیلمی است که نمایش آن در تمام مکان های تجاری در آمریکا به دلیل سیاسی به طور نظام مند برای سالها ممنوع بوده است. اکثر بازیگران غیرحرفه ای بودند، بسیاری از آنها از اتحادیه کارگران معدن آمده بودند. ولی بازیگر حرفه ای درخشان نقش اول، روسارا روئلتا، به مکزیک اخراج شد.

    فلچر و گاپاسین در کتابی جدید چنین استدلال می کنند که جنبش کارگری باید به جای تقسیم بندی بر مبنای صنعت، توجه بیشتری به اشکال جغرافیایی تشکیلات داشته باشد ــ و اینکه جنبش ایالات متحده، علاوه بر سازماندهی بر مبنای صنعت، باید به شوراهای مرکزی کارگری در شهرها قدرت دهد. از آنجا که طبقه ی کارگر در مورد مطالب مربوط به طبقه صحبت می کند، نباید خود را از مردم محله جدا بداند. واژه ی کارگر باید بیانگر اشکال سازمانی باشد، با ریشه در طبقه و با برنامه ای که مشخصاً خواست طبقاتی طبقه ی کارگر را مطرح می کند. در این مفهوم، یک سازمان استوار در مردم محله با ریشه در طبقه ی کارگر (مانند باشگاه کارگران) که به موضوعات خاص طبقه می پردازد، همانند یک اتحادیه کارگری، تشکیلاتی کاگری است. اگر بخواهیم موضوع را قدری بسط دهیم، اتحادیه ی کارگری که تنها به منافع یک بخش از طبقه ی کارگر می پردازد ( مانند یک اتحادیه ی کاگری سفیدپوستان برتری جو) کمتر شایسته ی لقب تشکیلات کاگری است، تا تشکیلاتی که پایه در مردم محله دارد و به بیکاران و بی خانمان ها کمک می کند.

    به این ترتیب آنها برخورد جدیدی را با تشکیلات کارگی پیشنهاد می کنند که :

    در واقع عملکرد کنونی اتحادیه های کاگری در متحد کردن و اقدام به عمل سیاسی را رد می کند. در واقع فرض اصلی این است: اگر مبارزه ی طبقاتی به محل کار محدود نمی شود، پس اتحادیه ها هم نباید چنین باشند. نتیجه ی کاربردی این است که اتحادیه ها باید به سازماندهی شهرها و نه تنها سازماندهی محل کار یا صنایع بیاندیشند. و سازماندهی شهرها تنها در صورتی ممکن است که اتحادیه ها با هم پیمانانی در محله های اجتماعی کلانشهری کار کنند.»

     ــــ دیوید هاروی ، از حق به شهر، تا شهرهای شورشی

  • برای دریافت فیلم «نمک زمین» و زیرنویس آن از طریق نشانی film.kollective@gmail.com با ما تماس بگیرید.