Warning: call_user_func_array() expects parameter 1 to be a valid callback, function 'idealtheme_fun_google_fonts' not found or invalid function name in /home/kollekti/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 286
شهروند شماره چهار | لورا پواتراس | ۲۰۱۴ | ۱۱۴ دقیقه

CITIZENFOUR | LAURA POITRAS

«اگر کارمان به نتیجه برسد، شاید نمایش نحوه‌ی کار ما بتواند به افراد بیشتری جرات دهد که قدم جلو بگذارند.»
شهروند شماره چهار

اگر می‌خواستید در فیلم خود اطلاعات هولناکی را به مخاطب منتقل کنید که نشان می‌داد کیفیت زندگی نوع بشر به شکل جبران ناپذیری در آستانه تخریب قرار دارد، از چه سبکی استفاده می‌کردید؟

در برخی لحظات، سینما و تاریخ به گونه ای برخورد می‌کنند، که فیلم به شکلی از تجربه‌ی تاریخی تبدیل می‌شود. منظور اهمیت یک فیلم در تاریخ سینما نیست (مشاهده‌ی یک فیلم بسیار مهم همچون یک رویداد یا تجربه‌ی تاریخی)، بلکه روی هم قرار گرفتن تصاویر تاریخ به گونه‌ای است که تنها شیوه‌ی ممکن برای درک و بروز تاریخ باشد. تکنیک‌های مورد استفاده در چنین شرایطی نوعی انتخاب سیاسی یا ضرورت تاریخی را نمایش می‌دهد. به باور عده‌ای، فیلم «شهروند شماره چهار» ساخته‌ی مستندساز جنجالی لورا پواتراس یکی از این نمونه‌ها ست.

شهروند شماره چهار احتمالا به «رکن چهارم» fourth estate اشاره دارد؛ به نهادها و نیروهایی که خارج از سلسه مراتب و جریان غالب قدرت فعالیت می‌کنند، و با مدیوم خود، حکومت را تهدید می‌کنند. آن هم در زمانه‌ای که مساله بر سر لغو همه جانبه‌ی حوزه‌ی فردی تمام اعضای جامعه است. ماشین همه بین، دیگر اطلاعات افراد مشکوک را ثبت و ضبط نمی‌کند، بلکه تمام اطلاعات، و هر آنچه در حال گردش است را غربال و تحلیل می‌کند تا در صورت لزوم مورد بهره برداری قرار گیرد.

چهارشنبه با دیدن این فیلم درباره‌ی اشکال جدید غربال داده‌ها و پیدایش جوامع کنترلی همفکری خواهیم کرد و به نقاط قوت و احتمالا شکست کاری که ادوارد اسنودن انجام داده بیشتر می‌پردازیم.

  • گزارش جلسه اکران

    هفتهٔ گذشته فیلم “مکالمه” را دیدیم، داستان مامور شنودی که کارش را انجام می‌دهد تا دستمزد بگیرد اما در حین یکی‌ از ماموریت‌هایش این سوال که کارش چه تاثیری بر زندگی‌ سایر انسان‌ها می‌گذرد پررنگ می‌شود و درگیر کشاکشی عذاب‌آور با خودش می‌گردد. مکالمه دربارهٔ یکی‌ از افراد به اصطلاح معذور بود ” افرادی عاجز ماندهٔ معذوریت که جامعه جدید و نیروهای سلطه جویش مملو از آنها هستند.”
    این هفته مستند “شهروند شمارهٔ چهار” را دیدیم و داستان ادوارد اسنودن را دنبال کردیم که از جایی‌ به بعد دیگر نمی‌خواهد در اسارت معذوریت‌های حرفه ایش باقی‌ بماند و شاهد منفعل سیاست‌هایی‌ باشد که آنچه او از آزادی می‌شناسد را به شکل نظام‌مند محدود می‌کنند. اسنودن که در یک شرکت پیمانکاری خصوصی برای سازمان امنیت ملی‌ آمریکا (NSA) کار می‌کرد چارهٔ کار را در افشاگری می‌بیند و با لورا ‍پویتراس فیلمساز تماس می‌گیرد تا به او اطلاعاتی‌ درباره شدت و وسعت نظارت بر ارتباطات شهروندان بدهد، که با همراهی گروه کوچکی از خبرنگاران آغازگر حرکتی‌ دومینویی در افشای اطلاعات محرمانه درباره اقدامات غیر قانونی‌ دولت آمریکا می‌گردد.
    زندگی‌ اسنودن پس از این عمل هرگز به شکل عادی پیشین خود بازنگشت و او خود این را خوب می‌دانست. با این وجود در جایی‌ از فیلم می‌گوید که این کارش را از خودگذشتگی نمی‌داند چرا که اقدام در جهت منفعت عمومی‌ در تجربهٔ انسانیش به او احساس خوبی‌ می‌دهد. او در آغاز فیلم یعنی‌ زمانی‌ که هنوز یک شهروند معمولی‌ بود و کسی‌ نامش را نمی‌دانست تاکید می‌کند که مسالهٔ اصلی‌ مربوط به او نیست بلکه به میلیون‌ها نفری برمی‌گردد که حوزه خصوصیشان مورد حملهٔ دولت قرار می‌گیرد و در جای دیگری از فیلم که به همراه گرن گرینوالد خبرنگار تصمیم می‌گیرد هویتش را در مقام افشا کنندهٔ این اطلاعات فاش کند، دلیل این کار را ایستادن در برابر فضای ارعاب و ترس عنوان می‌کند. فیلمساز هم به همین سیاق در جایی‌ قرار می‌گیرد که با وجود تصمیمات مهم و تاثیرگذاراش در انتخاب و به تصویر کشیدن وقایع ( از جمله شهادت ویلیام بینی در پارلمان آلمان) در هیچ موردی خود یا فرآیند فیلم را در مرکز امور قرار نمی‌دهد.
    لورا پویتراس در مصاحبه‌ای قبل از اولین اکران “شهروند شماره چهار” گفت که خود را روایتگر این فیلم می‌داند اما تصمیم گرفت که در فیلم دیده نشود. او اضافه کرد: ” من از سنتی از فیلمسازی می‌آیم که در آن‌ این من هستم که از دوربین استفاده می کنم. این لنز من است که شیوهٔ فیلمسازیم را بیان می‌کند. همانطور که یک نویسنده از زبان استفاده می‌کند برای من این تصاویر هستند که قصه می‌گویند…دوربین ابزار من برای مستند کردن است بنابرین بیشتر مواقع پشت آن‌ می‌مانم.”
    از سوالاتی که برای ما پس از دیدن این فیلم مطرح شد این بود که تبعات این افشاگری چه بودهاست؟ انتشار اطلاعاتی‌ درباره سیاست و اقدامات دولت در جمع‌آوری و ضبط و بررسی‌ گسترده اطلاعات خصوصی شهروندان، فارغ از وجه حقوقی آن‌ و طرح مسالهٔ غیر قانونی بودن این اقدامات، چه تاثیری در کنشمندی قربانیان این حملات خواهد داشت؟ آیا این خواسته خود عاملین این کنترل‌ها نیست که همه از ابعاد قدرت کنترلیشان با خبر باشند؟
    نمی‌توان انتظار داشت که یک اقدام افشاگرانه مناسبات قدرت را یکباره واژگون کند اما نتیجه عینی آن‌ حاکی از این است که ضد حمله اساسی‌ در برابر نقض گستردهٔ حقوق شهروندان اتفاق افتاده است.

    مانیفست هکر | هشتم ژانویه ۱۹۸۶

    مانیفست هکر
    هشتم ژانویه ۱۹۸۶

    امروز یکی دیگر را دستگیر کردند، خبرش توی همهٔ روزنامه‌ها هست. «تین ایجی که بابت سرقت کامپیوتری دستگیر شد»، «هکر بعد از سرقت کامپیوتری از بانک دستگیر شد»…
    از دست این بچه‌ها. همه‌شان عین هم‌اند.
    اما شما، با روان سه تکه‌تان، و ذهن زمخت دههٔ پنجاهیتان ــ آیا هرگز توی چشم یک هکر نگاه کرده‌اید؟ هیچ توجه کرده‌اید که از چی ساخته شده، چی ممکن است او را این شکلی کرده باشد؟
    من یک هکر هستم، به جهان من خوش آمدید…
    مالِ من که از مدرسه شروع می‌شود… من از همه زرنگ‌تر‌ام، و این کس‌شعرهایی که به ما یاد می‌دهند حوصله‌ام را سر می‌برد…
    بچه‌های خنگ. همه‌شان عین هم‌‌اند.
    من توی راهنمایی یا دبیرستان‌ام. یارو برای بار پانزدهم توضیح می‌دهد که چطور یک کسر را ساده کنم. من هم می‌فهمم. «نه، خانم، مرحله به مرحله-اش را ننوشتم. آن‌ها را ذهنی انجام دادم…»
    از دست این بچه. حتماً تقلب کرده. همه‌شان عین هم‌اند.
    امروز یک چیز جدید کشف کردم. یک کامپیو‌تر. بالاخره توانستم سر جایم بند شوم.‌‌ همان کاری را می‌کند که من می‌خواهم بکند. اگر اشتباه کرد، حتماً خودم باعث شدم قاتی کند، وگرنه نه از من بدش می‌آید، نه از جانب من احساس تهدید می‌کند، نه احساس می‌کند می‌خواهم سر کارش بگذارم، نه اینکه از درس بدش بیاید و نخواهد اینجا باشد…
    از دست این بچه‌. همه‌ش مشغول بازی است. همه‌شان عین هم‌اند.
    و بعد اتفاق مهم افتاد… دری که به جهانی جدید باز می‌شد… و از توی خط تلفن همانطوری می‌گذشت که انگار هروئین از توی رگ‌هام، یک پالس الکتریکی فرستاده می‌شود، در جست‌و‌جوی پناهگاهیِ از این نارسایی هرروزه… و توانست جایی پیدا کند. «خودش است… اینجا جای من است…» اینجا همه را می‌شناسم… حتی اگر هرگز ندیده باشمشان، هرگز با‌هاشان حرف نزده باشم، و دیگر هرگز هیچ خبری ازشان نداشته باشم… من همهٔ شما را می‌شناسم…
    از دست این بچه. باز هم خط تلفن را مشغول کرده. همه‌شان عین هم‌اند.
    معلوم است که همهٔ ما عین هم‌ایم… تو مدرسه قاشق قاشق غذای بچه گذاشتن دهنمان، در حالیکه ولع استیک داشتیم… چند تیکه گوشتی هم که از دستتان در رفت و نصیب ما شد اینقدر جوییده بودید که هیچ مزه‌ای نداشت. ما در چنگ سادیست‌ها گرفتار بوده‌ایم، یا توسط آدم‌های بی‌روح انکار شده-بودیم. آن چند نفری که حرف به درد بخوری برای یاد دادن به ما داشتند، فهمیدند ما چقدر مشتاق‌ایم، اما چند قطره در برابر یک بیابان چیست؟
    اینجا دیگر جهان ماست… جهان الکترون و کلیک، زیبایی باند ارسال. سرویسی که ما از آن رایگان استفاده می‌کنیم، از پیش وجود دارد، و اگر به خاطر مافیایِ سودجوی آن نبود، تقریباً مفت می‌افتاد، آنوقت شما به ما می‌گویید مجرم. ما کشف می‌کنیم… و شما به ما می‌گویید مجرم. ما به دنبال دانش هستیم… و شما به ما می‌گویید مجرم. ما بدون رنگ پوست، بدون ملیت، و بدون تعصب مذهبی زندگی می‌کنیم… و شما به ما می‌گویید مجرم. شما بمب اتم می‌سازید، جنگ راه می‌اندازید، آدم می‌کشید، تقلب می‌کنید، به ما دروغ می‌گویید، تازه می‌خواهید باور کنیم که همهٔ این‌ها به خاطر خیر و صلاح خودمان است، و بعد هم ما مجرم‌ایم.
    بله من یک مجرم هستم. جرم من کنجکاوی من است. جرم من این است که آدم‌ها را با آنچه می‌گویند و می‌کنند قضاوت می‌کنم، نه با قیافه‌شان. جرم من این است که برای همیشه از شما زرنگ‌تر خواهم بود، و این چیزی است که هرگز نخواهید بخشید.
    من یک هکر هستم، و این هم مانیفست من است. شاید بتوانید این فرد را متوقف کنید، اما نمی‌توانید از پس همهٔ ما بر بیایید… به هرحال، ما همه‌مان عین هم‌ایم.

    ◽مانیفست هکر متنی است که هکری به نام منتور (Mentor) در سال ۱۹۸۶، پس از دستگیری توسط پلیس نوشته و در نشریه ای زیرزمینی منتشر کرده است.

    ▪این بیانیه یکی از متون مرجع فرهنگ هکرها است و می‌تواند نمایانگر روحیه و دیدگاه هکرهای نسل اول به دنیا باشد. مانیفست هکر، راهنمایی است برای هکرهای تمام دنیا و زیربنایی برای اخلاقیات پذیرفته شده در این جامعه را بیان می کند که می‌گوید توانایی‌های فنی به جای مقاصد خودخواهانه و صدمه زدن به دیگران، باید برای ساخت و گسترش مرزهای جهان آزاد به کار برده شود.

  • لینک دانلود نسخه‌ی ۱۰۸۰p BrRip x264 از تورنت
    «زیرنویس فارسی «شهروند شماره چهار