نیشخند بدون گربه: دستان بریده‌شده | کریس مارکر | ۱۹۷۷ | ۹۱دقیقه

A GRIN WITHOUT A CAT (SEVERED HANDS) | CHRIS MARKER

 

ﺑﯿﺎﻧﯿﻪ ﮐﺎرﮔﺮدان (۱۹۶۷-۱۹۷۷ﺻﺤﻨﻪﻫﺎﯾﻰ از ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﻰ ﺳﻮم ) ﺑﺮﺧﻰ ﺑﺮآﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﺟﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﻰ ﺳﻮم ﺑﺎ ﭘﺮﺗﺎب ﻣﻮﺷﮑﻰ ﻫﺴﺘﻪاى آﻏﺎز ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ، ﺑﺮاى ﻣﻦ اﻣﺎ، اﯾﻦ ﺟﻨﮓ از اﯾﻦ راه ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎن ﺧﻮاﻫﺪ رﺳﯿﺪ. در اﯾﻦ اﺛﻨﺎ ﺑﺎزﯾﮕﺮان ﯾﮏ ﺑﺎزى ﺑﻐﺮﻧﺞ در ﮐﺎر ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘه‌اﻧﺪ، ﺑﺎزى ﺑﻐﺮﻧﺠﻰ ﮐﻪ رﻣﺰﮔﺸﺎﯾﻰاش ﺑﺮاى ﻣﻮرﺧﯿﻦ آﯾﻨﺪه دردﺳﺮﻫﺎى ﺑﺴﯿﺎر ﺧﻮاﻫﺪ داﺷﺖ، اﻟﺒﺘﻪ ﺑﻪ ﻓﺮض آﻧﮑﻪ ﻣﻮرﺧﻰ ﺑﺎﻗﻰ ﻣﺎﻧﺪه ﺑﺎﺷﺪ. ﯾﮏ ﺑﺎزى ﻏﺮﯾﺐ، ﺑﺎ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻗﻮاﻧﯿﻨﻰ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻮازات ﭘﯿﺶ رﻓﺘﻦ ﺑﺎزى ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻣﻰ‌‌ﮐﻨﺪ. ﻗﺒﻞ از ﻫﺮ ﭼﯿﺰ اﺷﺎره ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﮑﺘﻪ ﺿﺮورىﺳﺖ، ﮐﻪ رﻗﺎﺑﺖﻫﺎى اﺑﺮﻗﺪرﺗﺎن، ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺷﮑﻞ اﺗﺤﺎد ﻣﻘﺪر ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪان ﺑﺮ ﺿﺪ ﻓﺮودﺳﺘﺎن ﺑﻪ ﺧﻮد ﻣﻰﮔﯿﺮد، ﺑﻠﮑﻪ ﻫﺮﮐﺠﺎ  ﺑﻤﺒﺎرا نﻫﺎ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﻮاد ﺧﺎم را ﺑﻪ ﺧﻄﺮ اﻧﺪازد، ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺣﺬف ﮔﺰﯾﻨﺸﻰ و ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻧﯿﺮوﻫﺎى ﭘﯿﺸﺮوى اﻧﻘﻼﺑﻰ در ﻣﻰآﯾﺪ. اﯾﻦ رﻗﺎﺑﺖﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﻟﻄﺎﯾﻒاﻟﺤﯿﻞ ﻧﯿﺮوﻫﺎى ﭘﯿﺸﺮوى اﻧﻘﻼﺑﻰ را وا ﻣﻰ‌دارد ﮐﻪ اﻫﺪاﻓﻰ را دﻧﺒﺎل ﮐﻨﻨﺪ، ﮐﻪ از آن ﺧﻮدﺷﺎن ﻧﯿﺴﺖ. ﻃﻰ ده ﺳﺎل ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺑﻌﻀﻰ از ﻧﯿﺮوﻫﺎ، ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻏﺮﯾﺰى ﺑﻮده‌اﻧﺪ ﺗﺎ ﻣﺘﺸﮑﻞ، ﺗﻼش ﮐﺮده‌اﻧﺪ ﺗﺎ ﺧﻮد دﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎر ﺑﺎزى ﺷﻮﻧﺪ، ﺣﺘﻰ اﮔﺮ ﻻزم ﺑﻮده ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﮐﻠﻰ زﯾﺮ ﻣﯿﺰ ﺑﺎزى زﻧﻨﺪ. ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ اﯾﻦ ﻧﯿﺮوﻫﺎ دﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻼﺷﻰ زده‌اﻧﺪ، ﺷﮑﺴﺖ ﺧﻮد ه‌اﻧﺪ، اﻣﺎ ﻣﺤﺘﻮاى ﻫﺴﺘﻰ اﯾﻦ ﻧﯿﺮوﻫﺎ ﻋﻤﯿﻖﺗﺮﯾﻦ دﮔﺮدﯾﺴﻰ ﺳﯿﺎﺳﺖورزى در زﻣﺎﻧﻪ ﻣﺎ ﺑﻮده‌اﺳﺖ. ﻏﺮض اﯾﻦ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﮐﺸﯿﺪن ﺑﺮﺧﻰ از ﻣﺮاﺣﻞ اﯾﻦ دﮔﺮدﯾﺴﻰﺳﺖ.

  • گزارش جلسه اکران

    این چهارشنبه قسمت دوم نیشخند بدون گربه را دیدیم. «دستان بریده شده» تقریباً سراسر از تصاویر آرشیوی جمع آوری شده از منابع و مختلف و اکتیویست-فیلم سازان تشکیل شده که مارکر با تکنیک هایی مانند اضافه کردن لایه رنگی قرمز و آبی، استفاده از تصاویر گربه، موسیقی الکترونیک و … به روایتی از بهار پراگ و حمله ی شوروی به چکسلواکی، بحران جنبش های مقاومت در آمریکا و اروپا و آمریکای لاتین می پردازد. برای نمونه در یکی از بازیگوشانه ترین روایت ها، شکل گیری کاریزمای فیدل کاسترو (به نوعی هنجارمند شدن شخصیت او پس از قبض قدرت دولتی) را همزمان با تشکیل کنگره ی حزب کمونیست کوبا، در عادت او مبنی بر ور رفتن با میکروفون دنبال می کند، از آن لحظات گم شده ی تاریخ که کاستروی باهوش می خواهد ژستی اتفاقی را به وجه مشخصه ای برای سخنرانی هایش بدل سازد. جالب آنکه تنها میکروفون هایی که از تن دادن به این ژست کاسترو سرباز می زدند، میکروفون های سرسخت موسکو بودند که باعث سردرگمی او شدند.
    مسائلی که با دیدن فیلم توجه ما را جلب کرد، یکی «برنامه مشترک» بود، یعنی اتحاد مجموعه ای از احزاب و گروه ها که با فصل مشترک شفاف و حداقلی سعی در پیروزی در انتخابات داشتند. دیدیم که این الگو فراتر از برنامه ی مشترک احزاب فرانسه، بارها در تاریخ تکرار شده که پس از جنبشی فراگیر (و احیاناً ضداقتدارگرا) به تدریج فعالان جنبش ناچار هستند برای ادامه ی فعالیت و بقا، تا حدودی به ساز و کار نمایندگی، سلسه مراتبی، سیاست رسمی، یا حتی قدرتی قانون گذار استحاله یابند. این موضوع علاوه بر می ۶۸ و برنامه مشترک، در کوبا و کنگره ی حزب، یا در نمونه های متاخر آن جنبش برآشفتگان اسپانیا و حزب پودموس و همینطور جنبش اشغال وال استریت و کمپین انقلاب سیاسی برنی سندرز قابل ردیابی است.
    همچنین جایگاه و بازنمایی زنان چه در فیلم و چه در بطن جنبش های اجتماعی دهه ی شصت برای ما محل مناقشه بود. از یک سو، بی توجهی به نقش زنان و جنبش زنان در فیلم مورد انتقاد قرار گرفت. و از سوی دیگر همین نگاه به نادیده انگاشتن و سهم خواهی زنان از پروتاگونیست ها و قهرمانان تاریخی آماج خودانتقادی بود. اینکه انتظار داشته باشیم فیلم، مستقل از مسیری که ترسیم می کند، جایگاهی به بازنمایی زنان اختصاص دهد، می تواند به پنهان کردن مردسالاری و زن ستیزیِ نهادینه در بطن همین جنبش ها منتهی شود. کماآنکه در بسیاری از این جنبش ها (من جمله جنبش قدرت سیاه آمریکا)، زنان کارهایی را به عهده می گیرند که در تصور ما از یک جنبش به اندازه ی کافی «قهرمانانه» به حساب نمی آید.
    میراث می ۶۸ برای دنیای بعد از آن، جنبش های خاورمیانه (و جنبش عدم تعهد) که جغرافیای فیلم حضور کمرنگی داشت و بهار پراگ نیز از دیگر موضوعاتی بودند که بعد از نمایش فیلم مطرح شد.

  • برای دریافت فیلم «نیشخند بدون گربه» و زیرنویس آن از طریق نشانی film.kollective@gmail.com با ما تماس بگیرید.
خوشه‌چینی و من | آنیس واردا | ۲۰۰۰ | ۸۲دقیقه

GLEANERS AND I | AGNES VARDA

خوشه چینی چه ارتباطی با زندگی امروز ما دارد؟ جمع آوری محصولی که برزگر نیازی به برداشت آن نداشته به شکل تاریخی یکی از حقوق مردم (در این مورد خوشه چینان) به حساب می آمده و در بسیاری از کشورها در قانون نیز لحاظ شده است. اما خوشه چینان دیروز، در این جهان خشکسالی و کمبود منابع، جای خود را به خوشه چینان شهری داده اند: زباله گردان که به بخشی از منظره ی شهری ما بدل شده اند. نسبت ما با خوشه چینان شهری چیست؟ خوشه چینی چطور می تواند به فیگوری از مقاومت درباره ی مصرف گرایی استحاله یابد؟

سال جدید را با فیلم-جستاری از آنیس واردا شروع خواهیم کرد؛ یکی از مهم ترین فیلم سازان کرانه ی چپِ موج نوی فرانسه. در این فیلم، واردا با پیکرتراشیِ فیگور خوشه چینان تلاش می کند سیاست را دوباره به زندگی روزمره پیوند بزند و هم زمان جایگاه اقتدارگرایانه ی فیلم ساز مولف را به پرسش بکشد. تکنیک های بازتاب گرانه ی او که یادآور فیلم مردی با دوربین فیلم برداریِ ژیگا ورتوف است، در کنار پویایی تکنیکی و پرورش ایده با حداقل امکانات (او جزو اولین فیلم سازان بدنه ی سینما است که به سراغ دوربین ویدئویی رفت) باعث شد تا آن را به عنوان نخستین اکران سال جدید برگزینیم.

فیلم را ساعت شش و نیم شروع خواهیم کرد و چنانچه متن یا ایده ای درباره ی موضوع فیلم یا خود کارگردان دارید آنها را به همراه بیاورید تا با هم به اشتراک بگذاریم.

  • گزارش جلسه اکران

    «شنبه سیب زمینی
    یکشنبه سیب زمینی
    دوشنبه بازم سیب زمینی
    سه شنبه چهارشنبه سیب زمینی
    پنجشنبه جمعه همه اش سیب زمینی»

    چهارشنبه بیست و دوم فرودین فیلم خوشه چینان و من، ساخته ی آنیس واردا را دیدیم. واردا از فیلمسازان «کرانه چپ» در سینمای موج نوی فرانسه به حساب می آید که هنوز نیز به فعالیت و تجربه گری سینمایی می پردازد. فیلم با پدیده ی تاریخی خوشه چینی آغاز می شود، و خیلی زود ما را به خوشه چینان شهری یا همان زباله گردان هدایت می کند. در سرتاسر فیلم به پیکرتراشی چندلایه از جامعه ی امروز از چشم انداز خوشه چینان می پردازد. بارها و بارها به اشیای بدون کارکرد (مانند ساعت بدون عقربه) بر می خورد و آنها را در تضاد با کامیون هایی قرار می دهد که با سرعت هر چه تمام تر کالاهای بتواره ی جهان امروز ما را به بازارهای مصرف منتقل می کنند.

    نکته ی جالب توجه اینکه به رغم افزایش حجم تولید و ثروت در جهان امروز ما، مناسبات شیئ شده میان آدمیان، باعث شده که خوشه چینی در جهان امروز ما به جای یک حق، نوعی لطف و صدقه به حساب بیاید و بسیاری از زمین داران، به رغم تمام شدن فصل برداشت ترجیح می دهند محصولاتشان بگندد تا اینکه نصیب خوشه چینان گردد.

    به علاوه در طول فیلم کارگردان تلاش کرده جایگاه خود را در امتداد شخصیت های فیلم، در مقام خوشه چینیِ تصاویر قرار دهد و با این کار لایه ای انعکاسی به کل فیلم افزوده شده که مستند را با نوعی تامل در نفس در هم آمیخته است.

    در پایان نسبت زباله و اثر هنری برای ما محل مناقشه بود. در فیلم بارها میان این دو رفت و آمدی صورت می گیرد: آثار هنری که از زباله ها تولید می شوند و آثار هنری که در انباری ها و دیگر جاها به دور انداخته شده اند. شاید فصل مشترک این دو نداشتن هیچ کارکردی در پیچ و مهره های جهان امروز ما باشد. هر دو عاری از نقش مثبت (سودمند) در ساز و کارهای میان افراد و اشیا به حساب می آیند.

  • برای دریافت فیلم «نمک زمین» و زیرنویس آن از طریق نشانی film.kollective@gmail.com با ما تماس بگیرید.