سوی دیگر امید | آکی کوریسماکی | ۲۰۱۷ | ۱۰۰دقیقه

THE OTHER SIDE OF HOPE | AKI KAURISMAKI

ما از جمله کشورهایی هستیم که پدیده‌ی مهاجرت را از هر دو سوی آن تجربه کرده‌ایم؛ از یک طرف به واسطه‌ی سیاست‌های دهه‌ی شصت در قبال افغانستان جنگ‌زده، تعداد قابل توجهی از مهاجران افغان به ایران وارد شدند که بسیاری از نسل دوم و سوم آنها که در ایران متولد شده ‌اند هنوز با بحران هویت مواجه هستند؛ و از طرف دیگر چندین موج مهاجرت از ایران را طی چند دهه‌ی گذشته تجربه کرده‌ایم، که موج پناهجویان چند سال گذشته آخرین مورد آن است. در این موج اخیر برخی از ایرانی‌ها برای پذیرش درخواست پناهندگی خود را افغانستانی معرفی کرده‌اند و اکنون در معرض استرداد به کشور افغانستان قرار گرفته‌اند در حالی که هیچ آشنا و سرپناهی آنجا ندارند.

این چهارشنبه می‌خواهیم به موضوع مهاجرت بیشتر فکر کنیم. به دوپارگی جامعه در مواجهه با پدیده‌ی مهاجرت: از یک سو بخشی از جامعه پذیرای مهاجران است و حتی آنها را در خانه‌های خود پنهان می‌کند، و از سوی دیگر برخی هیچ شأن و حق و منزلتی برای مهاجران قائل نیست و در صورت عدم پیگرد قضایی حتی مایل به حذف فیزیکی آنان است. سیاست‌های کلان و دولتی در این میان نقشی تعیین کننده دارند که می‌توانند مشوق آشتی و همدلی، یا تفرقه و کینه توزی نسبت به مهاجران باشند.

برای این منظور به سراغ فیلم ساز فنلاندی، آکی کوریسماکی رفته‌ایم. کوریسماکی با اتکا به عناصر آشنای خود، سرنوشت  دو پناهجو (یکی سوری، و دیگری اهل عراق) را در کشور فنلاند به تصویر می‌کشد. طنز ظریف و سیاه این فیلم، سوریه‌ی جنگ‌زده را در قاب تلویزیونی قرار می‌دهد که در نهایت باید درباره ی سرنوشت این پناهجویان تصمیم بگیرد، در حالی که جامعه فنلاند گویی دهه‌ها است ذره‌ای تلاطم نداشته و هنوز در آرامش پس از جنگ میانه‌ی قرن بیستم به سر می‌برد.

چنانچه فردی را می‌شناسید که تجربه ی مهاجرت از/ به ایران داشته لطفا ایشان را در جریان بگذارید تا تجربه‌های مان را با هم به اشتراک بگذاریم.

فیلم را ساعت شش و نیم شروع خواهیم کرد و چنانچه متن یا ایده ای درباره ی موضوع فیلم یا خود کارگردان دارید آنها را به همراه بیاورید تا با هم به اشتراک بگذاریم.

  • گزارش جلسه اکران

    چهارشنبه‌ی گذشته برای تماشای فیلم «آتش در دریا» ساخته‌ی «جانفرانکو رُزی» گردآمدیم که مستندنگاری واقعه‌ی اندوهبار جزیره‌ی سیسیل و ماجرای مهاجران رانده‌شده‌ی ملت‌های جهان سومی است که جز جان در کف‌گریختن از راه اقیانوس‌های بی‌تناهی امکان دیگری فراروی ندارند. در جلسه‌ی بعد از فیلم، اوّل به فیلم هفته‌ی گذشته پرداختیم و این نظرگاه طرح شد که «آتش در دریا» برخلاف فیلم کوریسماکی هیچ پیوندی را میان مهاجران و اروپاییان بومی پیش نمی‌کشد. حال‌آنکه در فیلم کوریسماکی شاهد نوعی مهاجرت درون‌مرزیِ یک فرد فنلاندی هستیم و همچنین شاهد رابطه‌ای جالب‌توجه میان مهاجر عرب و فنلاندی‌های مقیم. «آتش در دریا» امّا، از آنجا که در پی آن است تصویری وقایع‌نگارانه و بی‌طرف از زندگی بومیان ایتالیاییِ ساکن جزیره و مهاجران به‌دست دهد، عاری از بازنمایی این پیوند است؛ بنابراین نمی‌تواند واقعه را آن‌گونه که بایسته است تصویر کند.

    همچنین این دیدگاه مطرح شد که حتّی با تماشای مستندهای تلویزیونی می‌توان بیش‌تر با مهاجران هم‌ذات‌‌پنداری کرد تا با «آتش در دریا»، چراکه گویی فیلم از هرگونه نزدیکی به زندگی مهاجران فلک‌زده پاپس می‌کشد. در مقابل، گروه دیگری این رویکرد وقایع‌نگارانه را خصیصه‌ی متمایزکننده‌ی سینمای رُزی قلمداد کردند و مدّعی شدند این نقد توصیفی درست از ساختار فیلم است که تعمّدانه اعمال می‌شود. در پی ساز و برگ‌بخشیدن به این نظرگاه، گفته شد که این فیلم را می‌توانیم برنهادی از آنچه رسانه‌ها از مهاجرت بازنمایی می‌کنند دانست. رسانه‌ها به نحوی از عادی‌سازیِ فاجعه دامن می‌زنند: مشغول زندگی روزمرّه‌مان هستیم هنگامی که تلویزیون اعلام می‌کند امروز عدّه‌ای از مهاجران سوری در اقیانوسی جان سپردند. بنابراین، فیلم به‌مدد روایت موازی‌اش از دو زندگی متضاد و به‌شدّت نامتجانس: یعنی زندگی عادی ماهیگیران بومی که از رادیو موسیقی گوش می‌دهند و به‌خاطر اینکه هوای بد کارشان را خراب کرده شاکی‌اند –حال آنکه خرابی هوا برای مهاجران یعنی در اعماق اقیانوس مردن- و زندگی کودکی که به مدرسه می‌رود، با تیرکمانش بازی می‌کند، چشمش را درمان می‌کند و … ، و از آن‌طرف وضعیت اسف‌بار مهاجران؛ یعنی کودکانی که یا در قایق‌ها به‌خاطر ازدحام جمعیت می‌میرند و… . به این واسطه، یعنی با پیش‌کشیدن و ثبت بی‌طرفانه‌‌ی این تضاد، فیلم از امر عادی‌سازی‌شده در رسانه‌ها آشنایی‌زدایی، و ما را با تضادی به مراتب هولناک‌تر و واقعی‌تر روبه‌رو می‌کند.

    درآخر فرصت دست داد تا به زندگی اجتماعی خودمان نیز نیم‌نگاهی بیندازیم: ایران مملو از مهاجرانی است که از حقوق اوّلیه‌ی بشری محروم‌اند: محرومیت از تحصیل و بسیاری از حقوق شهروندی و تسهیلات و خدمات دیگر. پرسیدیم ما هم‌اکنون کجا ایستاده‌ایم و نقشی که می‌باید در این وانفسا بازی کنیم چیست؟ پرسشی که که در تنگنایی عمیق می‌گذاردمان تا درباه‌ی آنچه در یک قدمی‌مان هرروزه رخ می‌دهد دیگربار بیندیشیم.

    آیرونی و سیاست در فیلم های آکی کوریسماکی- امین حامی خواه

    “جوهره سینمای کوریسماکی در ایده های سینمایی اش و در تضاد با هرشکل از اگزوتیزم مورد پسند فانتزی میل جشنواره هاست. می توان به میانجی تفسیر تیموتی کلارک از هایدگر از تقابل زمین و جهان و جایگاه هنر در این میانه سخن گفت . جهان اثر عبارت است از مجموعه‌ی معناها و دلالت‌های اثر، یعنی گشودگی اثر به تأویل و فهم و معنا. در نتیجه، جهان اثر با نور و پدیدارانگی پیوند دارد. اما این تمام اثر نیست. عنصری مبهم و شیءگونه و سرد هم در اثر هست، عنصری رازآمیز و بسته که از فهم هرمنوتیکی تن می‌زند و تاریک می‌ماند. این همان زمین اثر است. می‌کوشیم تمام اثر را معنا کنیم، به همه‌ی جوانب‌ش نور بتابانیم و روشن‌ش کنیم، ولی تمام اثر هیچ‌وقت معنا نمی‌شود. همیشه چیزی باقی می‌ماند. این باقی‌مانده‌ی تاریک که به نور جهان نمی‌آید درعین‌حال ضامن آیندگی اثر هم هست. جهان و زمین مدام در کشاکش و ستیزند و همین شکاف یا گسست است که اثر هنری را می‌سازد. جهان سینمایی کوریسماکی را صرفا در بستری از اقالیم و فضاهای خاص قومی تفسیر کردن نادیده گرفتن جنبه های آیرونیک و لاجرم سیاسی آن است. زمین کوریسماکی همان فنلاندی است که امور جزیی اش را به میانجی آیرونی و سیاست به امر کلی پیوند می زند.”

    آیرونی و سیاست در فیلم‌های آکی کوریسماکی – امین حامی خواه

     

    متن کامل این مقاله

  • برای دریافت فیلم «سوی دیگر امید» و زیرنویس آن از طریق نشانی film.kollective@gmail.com با ما تماس بگیرید.