Warning: call_user_func_array() expects parameter 1 to be a valid callback, function 'idealtheme_fun_google_fonts' not found or invalid function name in /home/kollekti/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 286
دریاچه تلخ | آدام کورتیس | ۲۰۱۵ | ۱۳۶ دقیقه

BITTER LAKE | ADAM CURTIS

این مستند، که تلاش می‌کند چند روایت پیچیده و متقابلِ تاریخی را با ابعاد تنش‌زا و حسانی آن توضیح دهد؛ منازعه‌ی سیاسی برآمده از ستیزه‌جویی یا انحصارطلبی سیستماتیک را در روایت اصلی مستند قرار داده است. اما روایت دیگر، مذاکره‌ای میان قدرت‌های غربی در دریاچه‌ی تلخِ کانال سوئز است و روایت اینکه چگونه دولت‌های گذشته، از جمله شوروی و قدرت نظامی ـ سیاسی غرب با مداخلات مداوم و عمدتا ناقص در افغانستان، آن هم بدون درک درستِ ساختارهای بومی یا نابسامانی‌های اجتماعی یا بی‌پروایی‌های آن مردم، به جنگی داخلی و قومیتی دامن زدند. همچنين وقایعی که بر این مداخله موثر است؛ مانند اتحاد ايالات متحده امریکا با سعودی، به ویژه موافقت آنها برای کنترل یک منبع انرژی کلیدی در دوران جنگ سرد که در مقابل انحصار ثروت و امنیتِ نشانه رفته توسط شوروی قرار می‌گیرد که با نیروهای مختلف ستیزه جوی اسلامی مواجه است. از طرفی کنترل وضعیت سیاسی‌ـ‌نظامی منطقه توسط غرب، با تحریکِ تشنج و خشونت‌آمیزی اسلامِ بنیادگرا بر قومیت‌های افغانستان ادامه می‌یابد؛ یک نفوذ خارجی غیرقابل انکار بر نیروهای مختلف ستیزه‌جوی مجاهدین یا طالبان که به نوبه خود مانند یک حلقه‌ی بازخورد، معاش و سلطه بر این جوامع را از دهه ۱۹۸۰ تا اکنون با مشکلات بغرنجی روبرو کرده‌است.
کورتیس روایت مستند را با ارجاع به ضد تخیلِ منحطی که در فیلم “سولاریس” رقم می‌خورد، و همچنین تشابه دریاچه‌ای که در آن فیلم در یک جغرافیای برساخته از پیشرفت، تمام ابعاد تاریخی و عاطفی انسان‌ها را می‌بلعد، بسط می‌دهد؛ و آن را به برهوتِ دریاچه‌های خشکیده‌ی برآمده از جنگ قدرت‌ها پیوند می‌دهد که به‌مثابه تلاشی برای اضافه کردن ابعاد ماجراجویانه و البته حسانی به روایت تاریخی، به‌شکل استعاره‌ای برای مخاطب توصیف می‌شود.
این چهارشنبه تلاش خواهیم کرد با نمایش چنین روایتی از ستیزه‌جویی و انحصارطلبی، رویکرد متقابل خودمان را بازبینی کنیم. با توجه به موج عیان گریز از جنگ قومیتی؛ مهاجرستیزی خطرناکِ به‌وجود آمده‌ی سالیان گذشته در جامعه‌مان؛ همچنین ابهامی که درباره‌ی مداخله‌ی قدرت‌ها در تحمیل چنین منازعاتی به جامعه افغانستان، در اذهان جامعه‌ی ما رشد کرده؛ پرداختن به ریشه‌ی این منازعه‌ی سیاسی و تداخل آن با مهاجرت‌های اجباری فعلی، قطعی است و شاید روایتِ ضدجریان قالب از این وقایع، ضروری می‌نماید.

  • گزارش جلسه اکران

    چهارشنبه فیلم تلویزیونی سال ۲۰۱۵ آدام کورتیس را دیدیم. فیلمی که با تصاویر آرشیوی و تکیه کلام های روایی آشنای رسانه های توده ای پیش می رود: «این قصه داستانی است از…» و «اما یکی بود که جور دیگری فکر می کرد…». حتی در برخی موارد تصاویر آرشیوی را با حوصله و آهسته، چنان با موسیقی تلفیق می کند که شباهت زیادی به فیلم های هنری می یابد که گویی می خواهند فاجعه را زیبایی شناختی کنند. در طول فیلم تاریخ افغانستان از میانه ی قرن بیستم تا شکل گیری داعش در عراق مرور می شود و تصمیمات قدرت های استعماری با نتایج آن در وضعیت کنونی افغانستان کنار هم قرار می گیرند.

    حجم زیاد اطلاعات، اشاره های گذرا به برخی مسائل مانند احمد شاه مسعود، ریگان و تاچر، و اشغال شوروی، و همینطور ژارگون و اصطلاحات آشنای رسانه های توده ای مانند «مداخله ی بشردوستانه» یا «تجربه ی افغانستان برای غرب» برخی از ما را نسبت به فیلم محتاط کرد و ابتدا تلاش کردیم رویکرد و جایگاه فیلم را در مناسبات فعلی منطقه برای خودمان روشن کنیم. آیا می توان گفت که فیلم با یک طرح قبلی ابتدا ایرادهای غرب را نشان داده، تا در نهایت مداخلات غرب در منطقه را طبیعی جلوه دهد؟ یا اینکه فیلمساز با استفاده از تمهید تجاهلِ عارف، خود را به ندانستن زده و از همان اصطلاحات رایج استفاده کرده تا در نهایت پوچ و تهی بودن آنها را نشان دهد؟تناقض میان شیوه ی تولید و توزیع چطور در فیلمی مانند دریاچه تلخ مرتفع می گردد (توجه داشته باشید که فیلم برای توزیع در اینترنت ساخته شده بود)؟ و البته، جایگاه ما به عنوان جمعی که تلاش می کند خود را به تفکر انتقادی مسلح سازد در برابر چنین پرسش هایی چیست (توجه داشته باشید که دو اکران پیشین به فیلم تبلیغاتی نازی ها پرداختیم اما چنین پرسش هایی در آنجا مطرح نبود) ؟

    در ادامه سعی کردیم جزییات فیلم را برای خودمان تبیین کنیم، به ویژه تمثیل سولاریس که با وضعیت افغانستان هم خوان به نظر می رسید. گویی ژارگون حقوق بشری یا به جوامعی تعلق دارد که اساساً نیازی به چنین قانونگذاری ندارند چون این حقوق به شکل سیستماتیک در قوانین لحاظ شده، یا به جوامعی می رسند که استفاده از ژارگون جهانشمول هیچ محلی از اعراب ندارد و عملاً ضمانت اجرایی برای آن وجود نخواهد داشت. با این ترفند، پیام حقوق بشری غرب به افغانستان به خود غرب باز می گردد تا خشونت محضِ استعمار را برای اجرای دموکراسی و حقوق بشر را با مادر تمام بمب ها برای افغانستان ببرد. اما همچون سولاریس ، که با تابیدن اشعه ی ایکس به سیاره ی ناشناخته، آن سیاره نیز همان اشعه را بازتاب می دهد، غرب بازتاب این تناقض را با خود به خانه می برد.

    در نهایت، فیلم نمی خواست از سطح رئال پولیتیک و تصمیمات کانون های قدرت فراتر برود و به این ترتیب بیش از آنکه فیلمی درباره ی تاریخ افغانستان باشد، به بن بست های فعلی غرب مربوط می شود. در واقع افغانستان برای جمع ما هم به همان اندازه ناشناخته بود و قرار شد چنانچه فیلم مناسبی در این باره پیدا کردیم برای نمایش معرفی کنیم.

  • برای  دریافت فیلم «دریاچه تلخ» و زیرنویس آن با نشانی ایمیل film.kollective@gmail.com تماس بگیرید.