Warning: call_user_func_array() expects parameter 1 to be a valid callback, function 'idealtheme_fun_google_fonts' not found or invalid function name in /home/kollekti/public_html/wp-includes/class-wp-hook.php on line 286

 


نیشخند بدون گربه ( دستان شکننده) | کریس مارکر | ۱۹۷۷ | ۸۹ دقیقه

«… بدبینی ذهن، خوش بینی اراده»
نیمه ی دوم دهه ی ۱۹۷۰ با سالهای سربی، پاییز در آلمان و عقب نشینی موج جنبش های اجتماعی و سیاسی همراه بوده است. دراکران سی و یک، این مسیر را در آمریکا با جنبش سیاهان دنبال کردیم. کریس مارکر در این میان جزو مبارزترین فیلم سازانی بود که کار خود را به عنوان بخشی از کرانه ی چپ (در مقابل موج نوی فرانسه بود) شروع کرده بود و همواره نسبت تصویر و قدرت و مقاومت را بررسی می کرد. پیش از علنی شدن تضادها و درگیری های سال ۱۹۶۸، مارکر فیلم سازی جمعی را علیه جنگ ویتنام با سازماندهی کارگردانان مبارز زمان خود در فیلم «دور از ویتنام» تجربه کرد. و سپس گروه SLON (انجمن اقدام برای آثار نو) را تشکیل داد که کارگران صنعتی را برای تشکیل گروه های فیلم سازی به دست خودشان تشویق می کرد (رایشنباخ که در فیلم ت مثل تقلب همکار اورسون ولز بود یکی از فیلمبرداران این گروه بود) با فرو نشستن موج، مارکر نیز همچون سایر کالکتیوهای فیلم سازی که حول و حوش سال ۶۸ شکل گرفته بودند به الگوی فیلم سازی فردی بازگشت. اما پروژه جاه طلبانه ی او در «نیش خند بدون گربه» ابعاد جدیدی را میان سینما و تاریخ کشف و خلق می کند، و تاریخ نانوشته ی آن دهه ی پرشور را به صدا در می آورد، و به تعبیری با سیاست­زدگی و سیاستگریزی توامان هم نسلی های خود گلاویز می شود تا سیاست را در جایگاه واقعی خویش یعنی تجلیِ تاریخ در سپهر اکنون (۱۹۷۷) قرار دهد.

گزارش جلسه اکران:
چهارشنبه یازدهم مرداد ماه، به تماشای فیلم «نیشخند بدون گربه» اثر کارگردان فرانسوی کریس مارکر نشستیم. این فیلم در دوبخش ساخته شده شده است که در این جلسه، بخش اول آن به نام «دستان شکننده»  نمایش داده شد. این بخش خود متشکل از دو قسمت به شرح زیر است:
۱-از ویتنام تا چه گوارا
۲- می ۱۹۶۸

۱-از ویتنام تا چه گوارا
در بخش اول شاهد تصاویر تاریخی از جنگ ویتنام هستیم. جنگی که بزرگترین قدرت جهان، یعنی آمریکا، علیه ملتی کوچک چون ویتنام آغاز کرد و جهان در برابر این جنایت سکوت نکرد. مردم از سراسر جهان علیه این جنگ نابرابر آمریکا متحد شدند تا این کشتار ضد انسانی را متوقف کنند. هیچ موضوع دیگری نمی توانست در آن زمان تمام ملت ها را برای مبارزه علیه وضع موجود تا این اندازه متحد کند.
در ادامه مارکر تصاویری از تظاهرات و تجمع های مختلف در آلمان به ویژه آلمان غربی را نشان داده است. آلمان غربی که آن روزها مدعی دموکراسی بود. و پس از تظاهرات ضد شاه ایران و ضرب و شتم مردم معترض توسط نیروهای ساواک و کشته شدن یکی از معترضان، جنبش اعتراضی در آلمان و سایر نقاط اروپای غربی مانند فرانسه وارد مرحله ی جدیدی شد، که صحبت های رودی دوچکه و کوهن بندیکت نمایانگر این تغییر رویه بودند.
فیلم سعی دارد به صورت معنا داری نقاط ملتهب و متشنج جهان را نشان دهد. به همین منظور از آنجا و با اتکا به ایده ی انقلابی در انقلابیون، و کتاب «انقلاب در انقلاب» روژی دبره به کوبا می رود، و مبارزات کاسترو و چه گوارا را دنبال می کند. بخش نخست با سخنرانی دوگول در آغاز سال ۱۹۶۸ به اتمام می رسد. دوگول خرسند از آن که فرانسه در حاشیه ی امن مانده و تحت تاثیر اغتشاشات جهانی قرار نگرفته است، سال نکویی را انتظار می کشد.

۲-می ۶۸
خوشحالی دوگول دوام نمی آورد. مارکر هوشمندانه قسمت نخست را به اتمام رساند تا بخش دوم را با ریشخندی در صورت دوگول آغاز کند. از جنبش های دانشجویی و اشغال سوربن شروع می شود. طبقه ی فرو دست به خیابان ها می ریزند. پلیس آرام و صلح طلب فرانسه، چهره ی خشن خود را آشکار می کند. پس از روزها تظاهرات و درگیری های خونین، تنها دست آورد، افزایش دستمزدهاست. چیزی که مردم را سرآخر به خانه هایشان باز می گرداند. کارگردان با انتخاب و چینش بسیار دقیق تصاویر، این را نشان می دهد که شاید فرانسه آماده ی انقلاب نبود.

اما مارکر در این فیلم به راستی چه کرده است؟ فیلم پر از نمونه های دوگانه و متضاد است که حرفی برای گفتن دارند. شاید یک سوال؛ چرا جنبش های چریکی دانشجویی شکست خورده اند؟ مارکر جنبش های چریکی و چه را در مقابل حزب کمونیست بولیوی قرار می دهد. حزبی که با اقدامات چریکی موافق نیست و به انقلاب سوسیالیستی باور دارد.
از سوی دیگر جنبش می ۶۸ در برابر حزب کمونیست فرانسه قرار می گیرد. جنبشی که نتوانست ادامه پیدا کند. موضوع دیگری که برایمان مطرح شد، تصویر کمرنگ زنان در این فیلم بود. آیا این موضوع را باید به مشکل بازنمایی تصاویر انقلابی و همینطور سازماندهی درونی جنبش های مترقی نسبت دهیم، یا رویکرد کارگردان نیز در این موضوع دخیل بوده است؟ آیا دادن سهمی بصری به زنان در چنین فیلمی خودش به جداسازی آنان کمک بیشتری نمی کند؟
پاسخ ها مشخص نیست. باید دید در بخش دوم چه روایتی از تاریخ دردمند بشر در انتظار ماست.