اکران سه |  سزار باید بمیرد | برادران تاویانی | ۲۰۱۲ | ۸۰ دقیقه

گزارش جلسه:
سومین چهارشنبه‌ی اکران‌های پاداسکرین، فیلم “سزار باید بمیرد” ساخته‌ی متفاوت و چالش برانگیزِ برادران تاویانی، فیلمسازان باتجربه‌ی ایتالیایی را دیدیم. در ساعت ۷:۴۰ پس از گپ و گفت کلی، اکران فیلم آغاز شد و پس‌از ۱ ساعت ۲۰ دقیقه مواجهه با آن، به توضیح ایده‌ی فیلم و بحث‌ونظر درباره‌ی آن پرداختیم، که با پویایی و تعامل میان افراد، برداشت‌های متفاوت‌مان از فیلم، و مطرح کردن سوال‌های مان راجع‌به سوژه‌های عیان و انگیزه‌ی فیلم، پیش رفت و ساعت ۱۰:۱۰ ادامه داشت.
پس از اکران ابتدا ایده‌ی ساخت این فیلم و اینکه تا چه حد واقعی یا ساختگی است، و اینکه آیا ساختار مستندگونه در آن محرز است یا نمایشی ست در فضایی نامتعارف، از یکدیگر سوال‌هایی مطرح کردیم. انگیزه‌ی اجتماعی‌ نهفته در سوژه اصلی فیلم مورد پرسش قرار گرفت و ماهیت این فعالیت، اینکه صرفاً یک مواجهه سینمایی در محیطی عینی ست یا اتفاقی ست تئاتریکال در شرایط تحت نظر و محصور زندان، مد نظر همگی در توضیحات و سوال‌های شان بود.
همچنین اینکه مطرح شدن نمایشی کلاسیک با بستری تاریخی در یک وضعیتِ حفاظت‌شده‌ی امروزی چه هدفی می‌تواند داشته باشد، مورد توجه بود. و رابطه‌ی غیرمستقیمِ تاریخی با شرایط زیسته و تنش‌های زندانیان همینطور افراد درگیر در فیلم اعم از سازندگان یا شخصیت‌های واقعی پیرامون آن، مسئله‌ی مهم دیگری بود که بحث جدیدی را در جلسه باز کرد. اینکه مواجهه‌ای سینمایی در فضایی که امنیت نرماتیو شده‌ است، چه هدفی می‌تواند داشته باشد؟ ساخت مستندی دکوپاژ شده به‌واسطه‌ی افراد محکوم چه تاثیری خواهد داشت؟ در این حین صحبتی پیرامون فعالیت اجتماعی موثر یا تعارض سیاسی احتمالی فیلم ایراد شد که بحثِ موقعیت‌سازی برای افرادِ در بند و آن هم وابسته به یک نمایشِ تاریخی، به میان کشیده‌شد؛ جریانِ ساخت آن در چه شرایطی رخ داده است؟ ظاهراً اثر از یکسو درگیرودار با تکاپو و تنش‌های قدرت با مردم و از سویی درتعامل با وضعیتِ تاریخی/اجتماعی محتوم قرار دارد و از و بر هر دو تاثیر و تاثری دارد. در لابلای بحث به این پرداختیم که آیا مواجهه با فیلم و شرایط ساخت آن، برای زندانیان موقعیتی ورای سلطه‌ی زندان به‌وجود آورده و جریانِ نمایش بر افراد سازنده و بازیگرانِ به ظاهر مطرود آن، تاثیری مشخص گذاشته‌است؛ و اینکه آیا وقوع طغیان یا تغییری برای آنان متصور بوده‌است.
در نهایت نیز به نسبت زندان و زندانبان به عنوان بحرانی ترین سویه ی این اثر پرداختیم.