اکران ده | مرگ و دوشیزه | رومن پولانسکی | ۱۹۹۴ | ۱۰۳ دقیقه

دوشیزه:
بگذر، از من بگذر!
عبور کن ای استخوان‌مرد درنده خو!
هنوز جوانم من!
و مرا لمس مکن.     

مرگ:
دست ات را به من بده، این پیکره‌ی زیبا و لطیف را
دوست تو ام من، و برای مجازات نیامده ام
دلخوش باش! من نه درنده خوام
به نرمی در آغوش من آرام گیر

«شوبرت، مرگ و دوشیزه»

نمایشنامه ی «مرگ و دوشیزه» آریل دورفمن که به زخم یکی از شکنجه¬شده¬گان و تبعیدی های اوایل دهه‌ی هشتاد در شیلی می ‌پرداخت، خیلی زود به یکی از مهم‌ترین و موفق‌ترین نمایش‌های زمان خود بدل شد. نمایشنامه در سال ۱۹۹۰ نوشته شده، دقیقا همان سالی که ریاست جمهوری پینوشه به پایان رسید، و توانست پیوندی مولد میان بسترهای سیاسی و تیاتری ایجاد کند، به گونه ای که موفقیت تجاری را با همبستگی طیف گسترده ای از معترضان سیاسی در هم آمیزد.
این چهارشنبه می خواهیم اقتباس رومن پولانسکی از این نمایشنامه را ببینیم. و به امکان عدالت فراتر از مرزهای قانون بیاندیشیم. جایی که هر چیزی می تواند بر خطا باشد غیر از نفس دادخواهی؛ چه بسا دادخواست یک شکنجه دیده تکرار همان فاجعه را رقم بزند. اما تکلیف ما به این تل انباشته ی رنج ها در پشت سرمان چیست؟ چنانچه متن، ایده، یا تجربه ای داشتید، به همراه بیاورید و با ما در میان بگذارید.